امتداد جاده مرا می ترساند .
آرزویی انگار روی سینه جاده جان می سپارد ،
برای رسیدن !
شتابی انگار زیر چرخ های اتوبوس جان می گیرد ،
برای دور شدن !
ضجه ای پر می گیرد از افق و سر می کوبد به شیشه .
دلم گواهی بد می دهد ...
... کجایی ؟!
« هیچ کس »
RSS