تبليغاتX
قرنی از باران
 

پرسیدم: چرا من؟

گفت: میخوام ببینم، بچه پاستوریزه هایی مثل تو، توی رختخواب فرق اشون با بقیه چیه؟!

[خیلی دلم می خواست بهش ثابت کنم اونقدرها هم که اون فکر میکنه، پاستوریزه نیستم؛ اما...]

پوزخندی زدم و گفتم: هیچ!!

گفت: یعنی چی؟

گفتم: یعنی هیچ فرقی ندارن! توی رختخواب، همه مثل هم ان ...

[همینطور بر و بر نگام می کرد. انگاری نفهمید که گفتم: خداحافظ!]

 

 

پ.ن

1- شاید تنها فرق آدمها، توی رفتن و نرفتن به رختخواب، با امثال تو باشه!!

2- باور کن تنهای هووی تو ، "تنهایی" خودمه که گاهی به همه کس و همه چیز ترجیح اش میدم...

3- چقدر فاصله هست بین تو و تو !!

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/01/28ساعت 7:36  توسط رضا  | 

 

بالاخره بغض بهار ترکید؛ حسودی ام شد!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/01/19ساعت 18:48  توسط رضا  | 
 

مقروض ترین "وجودِ" عالمِ هستی خداست! که شش، هفت میلیار آدم سمج، با گردن تیزِ عصیان کرده و نعره های بلند - روی زمین - طلبکارش هستند!!!

پ.ن:
اینجا نوشتن هم شده کارِ حضرت فیل!!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/01/15ساعت 22:28  توسط رضا  |