تبليغاتX
قرنی از باران - 107
 

قمار روي آدم ها، و بردن و باختن، ديگه بازي دلفريبي نيست ...

 

 

پ.ن ( اگر پدر بودم، دلم ميخواست اين ها رو به فرزندم بگم )

1- گاهي قضاوت اينکه « واقعا کيه که لايق نيست؟ » غير ممکن ميشه؛ اونوقته که تنها راه، گذشتن از تو و فراموش کردنته ... براي هميشه!!
2- قدم گذاشتن بعضي ها به زندگي آدم، يه زخم خيلي بزرگه و رفتن اشون، يه زخم بزرگ تر!!
3-هميشه اونهايي که به ناخواسته ترين شکل ممکن، به زندگيت قدم ميذارن و ميشن جزو عزيزترين ها، به بدترين شکل ممکن، تو رو از زندگيشون بيرون ميکنن ... مثل يه گناهکار!!
4-در مورد بودن و نبودن آدم ها، زمان فرصت جبران نميده؛ تنها با فاش کردن حقايق، زخم هاي کهنه رو تازه ميکنه و حسرت هاي خفته رو بيدار...
5-کاش راهي بود، براي پاک کردن بعضي آدم ها از خاطرات ...

+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/22ساعت 0:16  توسط رضا  |