تبليغاتX
قرنی از باران - 87
 

بنده خدا! این هم پستی که خواسته بودی برای تو بنویسم؛ یه کابلUSB  از مغزم وصل کردم به پشت سیستم، که هر چی حرف تو سرم هست، بشنوی ...

1-       بُگذر از من؛ نمی خوام بزرگترین حسرت زندگیت باشم .. !!

2-       نمیدونم چرا همیشه آدمهای پاک قصه، قربانی آدمهای ناپاک قصه میشن!؟

3-        میان چشم و ابروی تو گیر و داری بود / شدم کشته در این میانه این چه کاری بود!؟

4-       خدایا! مگه نمیخواستی شرمنده ام کنی؟ تبریک میگم، موفق شدی.. حسابی روم کم شده!!

5-       به تماشا سوگند و به آغاز کلام ... واژه ای در قفس است...

6-    قلم رو که روی صفحه گذاشتم و شروع کردم به پررنگ کردن نقطه، فقط می خواستم به ذهنم فرصتی داده باشم برای پیدا کردن جای واژه ها و نوشتن... به خودم که اومدم دیدم واژه ها جای خودشونُ دادن به نقطه ی سیاه بزرگی که همه ی سفیدی صفحه رو پر کرده..

7-       لعنت به این همه واژه بی مصرف، که هیچ کدومش درد آدم رو، دوا نمیشه..

8-       گاهی اوقات، احساس می کنم خط سیر زندگیم، جلو نمیره؛ فقط سر جای خودش داره چین می خوره..

9-       شازده! تو فکر میکنی، کی باید تاوان دلهایی رو که به خاطر دلت می شکنم، پس بده!؟ من! مگه نه!؟

10-   چه کم و کوچیک میشن تو نظرم، آدمهایی که وقت سخنرانی تو جمع و تو و وبلاگ و.. خودشونو پشت یه مشت حرف و حدیث قلمبه و آیه ی تکرار، قایم میکنن. بدون اینکه هیچی ازش بفهمن..

11-  فرمودند: هم فاز ما نیستید! احتمالا یعنی ما از لشگر کفاریم و ایشون از سپاه حق!! ایضاً اضافه فرمودند: به تازگی از یک بنده خدایی استماع کرده اند، که چت با نامحرم جز در موارد ضروری حرام است! و علاوه بر اینکه خدا تو این دنیا کورت میکنه، اون دنیا ده فروند زنبور مامور میشن که روزی هزار بار نوک انگشتاتو نیش بزنن!!! و چقدر دلم می خواست بپرسم، جناب ملا! موارد ضرورت چــت با نامحرم رو چــــه کســــی تعیین می کنه!؟

12-   از اعمال جدیدی که تازه گیها و به فراخور زمان برای قبولی حج واجب شده، عبارتند از:

الف) بستن یک دستگاه طاق نصرت سر خیابون اصلی، به ضمیمه ی کلی پرچم و گل و بلبل و ... که هزینه ی کرایه داربست و برپا کردن متعلقاتش، تقریبا معادل پول جهیزیه ی یه عروس باشه!!!

ب) هفت روز و هفت شب ولـیـمه دادن به مردم نیازمند شهر از قبیل : شــهردار – اعضای شــواری شهر – فرماندار – فرمانده ناحیه انتـ ـ ـظامی و سـ ـ ـپاه و ارتـ ـ ـش و ...

ج) مِشِ هفت رنگ برای موهای خانم حاجی و کت و شلوار یک میلیون و خورده ای گِـ ـ ـراد، برای حاجی و پیراهن دِکُلتهِ ی قرمز، با چاک باز، تا روی لگن از بغل، برای دختر حاجی!! فقط و فقط برای آبروداری بین مردم!!!

13-   دست بردار از این در وطن خویش غریب..

14-   بحث زن گرفتن، تو خونه ی ما همچنان داغِ داغِ ، اما خوشبختانه سوژه من نیستم؛ داداشمه ...

15-  بعضی آدمها حیف ان، بد جوری هوسی شدم، روی اسم هاشون کلیک کنم، بعد از زندگیم Shift+Delete اشون کنم!!!

16-   عکس ما رو توی پ.ن4 پست قبلی انگار جز چند نفر، کسی متوجه اش نشده!!!

17-   ها!؟ چیه!؟ خیلی بد حرف میزنم!؟ آقا جان مدلشه! حرفی هست؟

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/15ساعت 16:28  توسط رضا  |